شماره چهارم | نخستین کاربرد «ایران» در سجع مهر حکومتی توسط نادر شاه
چهارمین شماره مجموعه «در قاب یک سند» به معرفی فرمانی تاریخی از نادرشاه افشار اختصاص یافت؛ سندی متعلق به دوره افشاریه که افزون بر موضوع واگذاری زمین زراعتی به ایل افشار، از منظر سجع مهر، ساختار قدرت و سیاست حکمرانی نادرشاه دارای نکات قابل توجهی است.
به گزارش روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، مجموعه «در قاب یک سند» با هدف معرفی و بازشناسی اسناد مهم، کمترشناختهشده و گاه مغفولمانده موجود در گنجینه آرشیوی این سازمان طراحی شده است و در هر شماره، یکی از اسناد تاریخی، فرهنگی، اداری یا اجتماعی موجود در آرشیو ملی ایران را معرفی میکند.
چهارمین شماره این مجموعه به فرمانی از نادرشاه افشار اختصاص دارد. عنوان این سند «فرمان نادرشاه افشار به عاشورخان، حاکم ابیورد، در خصوص واگذاری زمین زراعتی به ایل افشار» است.
تاریخ این سند، ۲۲ ربیعالاول ۱۱۵۱ هجری قمری، مصادف با ۱۹ تیر ۱۱۱۷ هجری شمسی است. تحمیدیه سند در وسط صفحه و در بالاترین قسمت با عبارت «هو بسمالله الرحمن الرحیم» آمده است. مهر گلابیشکل سند نیز دارای سجع زیر است:
«بسمالله نگین دولت و دین رفته بود چون از جا / به نام نادر ایران قرار داد خدا»
سجع مهر نادرشاه در این سند بیانگر آن است که وی منشأ حکومت خود را مشیت الهی میدانسته و قدرتگیری خویش را حاصل لطف خداوند و تلاشهای شخصی خود تلقی میکرده است.
نکته مهم و درخور توجه این سجع آن است که نادرشاه، در میان پادشاهان ایران پس از اسلام، نخستین فرمانروایی به شمار میرود که واژه «ایران» را در سجع مهر حکومتی خود ذکر کرده است. این امر نشاندهنده رویکرد او به وحدت ملی و تمرکز قدرت در قالب یک دولت مرکزی نیرومند است.
اگرچه نادرشاه قدرت را در خراسان به دست گرفت، اما با لشکرکشیهای گسترده به نقاط مختلف کشور و سرکوب شورشیان افغان، دشمنان و مخالفان، خواست خود را برای تأسیس حکومتی واحد در چارچوب مرزهای مشخص ابراز کرد. درج نام «ایران» در سجع مهر حکومتی، گواهی بر این نگاه وحدتگرایانه و ملیگرایانه نادرشاه به شمار میرود.
متن طغرای سند نیز چنین است:
«أعوذُ بالله تعالی شأنه فرمان همایون شد»
این سند به شیوه نستعلیق نگاشته شده است. شکل ظاهری نوشتار آن ساده و زیباست و متن با مرکب سیاه و با فاصله زیاد میان خطوط نوشته شده است.
موضوع سند، فرمان نادرشاه به عاشورخان، حاکم اُلکای ابیورد است. اُلکا به معنای ولایت یا ناحیه تحت قلمرو به کار میرفته است. نادرشاه در این فرمان، درباره چگونگی اسکان و واگذاری زمین زراعتی به چند خانوار از جماعت ایل افشار که به محال شاهتوت کوچانده شده بودند، دستورهایی صادر کرده است.
بر اساس متن سند، از آنجا که چندین خانواده از ایل کوسه احمدلو نیز در آن ناحیه ساکن بودهاند، نادرشاه از عاشورخان میخواهد زمینهای زراعتی آبی و دیمی آنجا را تقسیم کند، بخشی را برای خانوارهای ایل کوسه احمدلو بگذارد و بخش دیگر را، حتی زمینهای غیرقابل کشت، احیا کرده و به ایل افشار واگذارد.
در این سند چند نکته قابل ذکر است. نخست آنکه نادرشاه سیاست کنترل ایلات را از طریق بخشیدن زمین به آنان دنبال میکرده است تا از این راه، قدرت رزمی ایلات را تحت نظر بگیرد و بتواند آنان را همواره مطیع نگه دارد.
نکته دیگر، جایگاه برجسته ایل افشار در ساختار قدرت سیاسی دولت نادرشاه افشار است. در میان قبایل بزرگی که از نادرشاه حمایت میکردند، ایل افشار مهمترین نقش را ایفا میکرد. نادرشاه خود از خاستگاهی افشاری برخاسته بود و با این ایل پیوندهای خویشاوندی داشت. به همین دلیل، بخش قابل توجهی از مناصب کلیدی و حساس حکومتی به افراد وابسته به ایل افشار سپرده میشد.
عاشورخان، که در این سند اُلکای ابیورد به وی واگذار شده است، از جمله همین چهرهها به شمار میرفت و در مقطعی نیز به حکومت آذربایجان منصوب شد.
این سند با شناسه ۳۳۱/۹۹۷ در آرشیو ملی ایران به ثبت رسیده است.